|
( گاه نگاري پيرامون هنر و موسيقي)
|

امروز هم گذشت. با اندوهی در دل با غم از دست دادن هنرمندی مانند پرویز مشکاتیان بسیاری از هنرمندان و هنردوستان در این وداع ابدی حضور داشتند. جای بسیاری از هنرمندان در این وداع خالی بود. در چهره کسانی که به سخنان یاران پرویز مشکاتیان گوش سپرده بودند بهتی همراه با ناباوری نهفته بود. انبوه جمعیت در پشت دربهای تالار وحدت ایستاده بودند. جایی که ظاهراً بنا بر رسم معمول دیگر جای اجرای کنسرتهای موسیقی نیست و بیشتر به محل تجمع و تشیع جنازه هنرمندان تبدیل شده است.
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
این بیت از غزل حافظ که بارها و بارها در بیداد پرویز مشکاتیان شنیده بودم در ذهنم تکرار میشد. به تنهایی تاریخی هنرمندان اندیشیدم. و باز در ذهنم دوباره نواخت:
لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
اندیشیدم که پرویز مشکاتیان اولین کسی نبود که در عزلت و انزوا جان سپرد و آخرین نیز نخواهد بود. در گفته ها می شنویم که نیشابور آرامگاه پرویز مشکاتیان خواهد بود. خاکی که در سال 1334 در آن دیده به جهان گشود و این بار پس از پنجاه و چهار سال زندگی سراسر تلاش و خلاقیت و شکوفایی بار دیگر برای همیشه در آن خاک خواهد خفت. در کنار بزرگان شعر و ادب و ایران خیام و عطار نیشابوری. مشکاتیان آثار نانوشته و ناگفته بسیاری در سینه داشت که باید بگوش مردم ایران زمین میرسید. برخی از آثاری که تاکنون منتشر نشده است عبارتند از:
هر یک از این آثار به تنهایی کافی بود که نام هنرمندی مانند پرویز مشکاتیان را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کند. آثاری که هر یک از غنای ملودیک بسیار بالایی برخوردار هستند و همچنین در تلفیق شعر و موسیقی، دارای ویژگیهای خاصی می باشند. اگر که پرویز مشکاتیان را مجالی برای زیستن باقی میماند، این تمرین و ممارست با ذوق سرشار وی در ساخت و ترکیب ملودی بتدریج راه به افقهای تازه ای می برد و این ظهور، در واپسین آثار اجرا و منتشر نشده وی مانند ققنوس و عقاب مشهود است.
دریغا که عمر کوتاه پرویز مشکاتیان مجال دیگری برای نگارش آثار تازه تر باقی نگذاشت. که شاید اگر می بود و شرایط اجرا و ضبط موسیقی برای این هنرمند فراهم بود موسیقی هنری ایران به فصل دیگری از شکوفایی و تبلور هنری خویش میرسید. دستیابی به فضاهای تازه تر و نغمه های متفاوت با آنچه در موسیقی ما مرسوم بوده است.
آثار بسیاری از پرویز مشکاتیان با تلاش وی و دیگر هنرمندان منتشر گردیده است که برخی از این آثار عبارتند از:
1.گل آئین 18 قطعه برای سنتور
2. گل آوا 19 قطعه برای سنتور
3. بیت قطعه برای سنتور 1379
4. سل آئین 10 قطعه برای سنتور
5. مجموعه تصانیف جلد اول
6. مجموعه تصانیف جلد دوم
7. مجموعه تصانیف جلد سوم
8. مجموعه تصانیف جلد چهارم
9. بیداد دو نوازی برای سنتور
10. چکاد در چهارگاه پارتیتور برای سازهای ایرانی
11. بیداد در همایون پارتیتور برای سازهای ایرانی
12. رزم مشترک پارتیتور برای سازهای ایرانی
13. لاله بهار پارتیتور برای سازهای ایرانی
14. محبوب من وطن پارتیتور برای سازهای ایرانی
15. واژه آزادی پارتیتور برای سازهای ایرانی
16. پیروزی پارتیتور برای سازهای ایرانی
17. در کوچه باغهای ترنم مجموعه کامل پرویز مشکاتیان
18. مجموعه شعر بی واژه در هفت جلد مجموعه تکنوازیهای پرویز مشکاتیان
گذشته از نگارش این مجموعه ها نیز آثار صوتی و تصویری بسیاری از ساخته ها و اجراهای موسیقی وی بجا مانده است که این آثار با همراهی هنرمندانی چون: محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، شهرام ناظری، ایرج بسطامی، حمیدرضا نوربخش، علیرضا افتخاری و... بوده است.
حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد.

خبر تکان دهنده بود. پرویز مشکاتیان درگذشت. دریغ و درد. خالق نغمه های جاودانی موسیقی ایرانی آن هم در زمانی که انتظار میرفت که این بار در چهره و نقشی دیگر در عرصه موسیقی ایرانی جلوه گر شود، به یکباره از میان ما رخت برمی بندد و به ناکجای زمین و زمان سفر می کند. ابدیت. تاریکخانه ای در ظلمات و تنهایی. سکوتی بی انتها، رهایی و کوچ. مردی که قلبش برای هنر موسیقی، برای سرزمینش و برای مردم این مرز و بوم می طپید. هنرمندی که ترانه و سروده های بسیاری را در گوش مردمان این سرزمین واژگویه کرده و بقول خودش که میگفت: « هر یک از این نغمه ها قطره اشگی بوده است که هنرمند در تنهایی خویش بر دردهای بشری گریسته است.» صدای سازش اینگونه بود بیانگر شکوه و صلابت موسیقی ایران و نیز حکایت نامه ای از رنجها و دردهای بشری. مگر نه این است که هر بار در هر شرایطی با مردم همراه بوده است و خود اینگونه سروده است:
« همراه شو عزیز »
بی تردید نام پرویز مشکاتیان به عنوان یکی از هنرمندان صاحب سبک و یکی از پر کارترین هنرمندانی که موسیقی ملی ما بخود دیده است، در تاریخ موسیقی ایران ثبت خواهد شد. همراه با آثاری چون بیداد، دستان، آستان جانان، افشاری مرکب، مقام صبر، وطن من، نوا مرکب خوانی، دود و عود و..... و براستی کدام پارسی زبان است که این نغمه ها را شنیده و بر جان و روحش ننشسته باشد. هنرمند در حرکت است که شگفتی می آفریند، خلق میکند، راه می گشاید. حرکتی که از میان مردم آغاز شد و آنگونه رشد یافت که نام پرویز مشکاتیان را به عنوان هنرمندی مردمی در دفتر خاطرات آهنگین مردم ایران ثبت کرد.
آنچه پرویز مشکاتیان همراه با یاران دیگرش همچون محمدرضا لطفی و حسین علیزاده، محمدرضا شجریان و شهرام ناظری در موسیقی ایران پدید آوردند گونه ای دیگر از شیوه گروه نوازی بوده است با لحن و بیانی بسیار متفاوت از آنچه که پیش از آن در موسیقی ایرانی شاهد آن بوده ایم. مجموعه آثار چاوش حرکتی نوین در بیان حماسه ملی مردم ایران است و شیوه ای است بدیع از گونه های گروه نوازی در موسیقی ایران. شیوه ای که تا پیش از آن سابقه نداشته و بعد از آن نیز بگونه ای دیگر و با رنگی گاه عارفانه، گاه عاشقانه و گاه با دلی آکنده از عشق به وطن در آثار پرویز مشکاتیان متجلی میشود. آشنایی وی با شعر و ادبیات و همچنین همنشینی وی با بزرگان ادبیات ایران باعث شده بود که آثار وی از غنای ادبی بسیار بالایی برخوردار باشد. انتخاب اشعاری با مضامین حماسی، غنایی، تغزلی، عارفانه در مراحل مختلف از زندگی هنری اش بیانگر این نکته می باشد که وی ضرورتهای زمان را بخوبی دریافته و روح شعر و کلام را در ذات خود می شناخته است. شیوه ای که در سنتور نوازی بدان دست یافته بود، حاصل سالیان پر مرارت تعلیم و تعلم بوده است. شیوه ای که حاکی از ظرافت و آگاهی از بنیانهای موسیقی ایران بود. چرا که وی سالیان بسیاری را در کنار بزرگان موسیقی ایران همچون نورعلی خان برومند، سعید هرمزی، محمد تقی مسعودیه، یوسف فروتن، عبداله خان دوامی و دیگران با ظرایف موسیقی ملی ایران آشنا شده بود. و آمیخته با ذوق و نبوغ هنری و ذاتی خویش سرانجام به خلق آثاری انجامید که امروزه از شاهکارهای موسیقی ایران شمرده میشود.
مرگ زود هنگام پرویز مشکاتیان ضایعه ای جبران ناپذیر برای جامعه هنری ایران بود. هیچکس انتظار این خبر را نداشت که مردی مانند پرویز مشکاتیان که بر چکاد موسیقی ایران گام نهاده بود به یکباره از نفس افتاده باشد. هنرمندی که می توانست از این پس نیز در موسیقی ایران حرکتهای تازه و نوینی را بدست آورد و راهگشای بسیاری از جوانان باشد. دریغ که در این سالهای پایانی در انزوا بسر میبرد و اینگونه بود که به یکباره مرگ از راه فرا رسید. سرد و ناآشنا.
آنان که با موسیقی ایران زمین عجین بوده اند بخوبی عمق این ضایعه و وسعت این درد را حس میکنند و میدانند که موسیقی ایران یکی از بهترینها و درخشانترین هنرمندان خود را از دست داده است و هیچکس مانند ما که با نغمه های وی از سالیان کودکی آشنا بوده ایم، سوزش این درد را احساس نخواهد کرد.
درگذشت هنرمند گرامی پرویز مشکاتیان بر مردم ایران زمین تسلیت باد.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما