تبليغاتX
كولي نامه - هنر (قسمت دوم)
( گاه نگاري پيرامون هنر و موسيقي)

 یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است

   حضرت حافظ

 هنر تجلی بیرونی آن چیزی است، که در روح ما پدیدار میشود. هنر تجسم عینی رخدادهائي است که در نا خود آگاه انسان در جريان است. روح انسان درك ميكند، مي بيند، مي انديشد. بعد با مواد و ابزاری که در دست و در ذهن دارد، بر سر و روی این جهان نقش میزند. با خیال خود جهانی را می آفریند که مصالح آن همین محسوسات است، ولی آنچه ساخته میشود از جنس واقعیات ملموس نیست. ماورأ طبیعت است، دست یافتنی نیست. در هنر هيچ چيز به معناي واقعي آن در طبيعت وجود ندارد. جايگاه جولان خيال است. اينجا ديگر نمي توان از هيچ نظمي تبعيت كرد. چه در نظم چه در نثر چه در موسيقي و هنرهاي ديگر. هنر چارچوب و لولا بر نمي دارد. قاعده و قانون خاصی ندارد. موسیقی از میان این هنرها مجردترین است چون مصالح اولیه آن از جنس عاشقی است، در هماندم در وجودت می نشیند از خود بیرونت میکند. هیچگاه نمی توان رخوت آن را توصیف کرد. و هیچگاه نیز نمی توان فرهنگی را که در جوامع انسانی بوجود می آورد در همان ابتدا به چشم دید. بلکه آرام آرام می آید و با روح مردم همنوا شده و در وجود آنها درونی گردیده و ابزاری میشود در بیان آرزوها و اندیشه ها و احساسات آدمیان.

خیلی وقتها نمیشود هر چیزی را به روشنی بیان کرد. ملاحت و زیبائیش را از دست میدهد و یا گاهی آن کلام و یا مفهمومی را که قصد بیانش را داریم، آنقدر سهمگین است که نمیتوان آنرا به سادگی و در قالب واژه های معمول گنجاند. از اینرو آنرا در قالب هنری عظیم می گنجانیم تا بتوانیم آنرا راحت تر تحمل کنیم. گاه روایت راز گونه ای از عشق در شعری ناب پدیدار میشود، گاه در موسیقی. اما گاهی آنطورکه باید، خيلي از واژه ها صراحت ندارند، رهایت نمی کنند و آرام نمی گیری. گاهی نمي توان آنها را عريان بيان كرد. در لفاف و پيچيده در حجاب زيباترند. يا اگر به گونه اي بديع بيان شوند تأثير بيشتري خواهند داشت. در بعضی از مواقع و در جوامعی که راکد هستند و همیشه در سطح حرکت می کند، سرنوشت معانی رقت بارند. تأثر برانگیزند. کسی زبانت را نمی فهمد. صدای سازت را نمی شناسند. هنر مهر ورزیدن را نمی دانند. تو گوئی همه نامحرمند در طریق عاشقی.

      

 تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش





بیان تازه ای از شکوه انسان بودن در بخشی از موسیقی جاودانه زبیگنف پرایزنر آهنگساز مشهور لهستانی در یکی از فیلمهای سه گانه کیشلوفسکی (آبی، سفید،قرمز)
برای شنیدن موسیقی از این لینک نیز هم می توانید استفاده کنید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:45  توسط هوشنگ فراهاني  |