تبليغاتX
كولي نامه - « آن نیمه پنهان »
( گاه نگاري پيرامون هنر و موسيقي)



.... از پس سالیان بیقراری و انتظار

با آنهمه بردباری و شکیب

در نیمه راه آزمون خسته و پر هذیان زندگی

 و در میان انبوه، انبوهی از تنهایی

آرام و بی آنکه در انتظارش باشی می آید.

بی هیچ نشانه ای

و تو اما خسته از پیمودن راهی تفتیده و پر غبار

چون خنکای نسیمی در بهار

آرام می آید و نرم بر جانت می نشیند.

..... شبی آمد با آئینه ای در دست و از پس آنهمه انتظار

آشفته زلف و پریشیده و پر شکنج گیسوانی رها

از میان خوابهای پریشان و کابوسهای بی انتهای من طلوع کرد.

تو را می شناسم آه ... !

ای نیمه پنهان من.

تو را که دیر زمانی است که در من و با من میزیسته ای.

از عهد کاشی های فیروزه ای و نغمه های سرخوشی

از روزگار هر چه سفالینه و سنگ

همیشه با من بوده ای و دریغ که بازت نمی شناختم.

و من بی تو اما دیرگاهیست که دیگر،

بر روی هیچ آئینه ای نمی خندم.



بشنوید اثری زیبا برای پیانو از پرایزنر آهنگساز معاصر لهستانی در فیلم ورونیکا



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 22:8  توسط هوشنگ فراهاني  |